سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 77
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
3 ) كجور به ضم كاف عربى و جيم اسم اصلى ولايتى است كه اكنون « كجور » با اضافهء راء ، مىگويند ، مترجم در همه جا آن را بفتح كاف نوشته Kajur « 1 » . قسم سيم - اغلاطى است كه در كلمات و اعراب نظم و نثرهاى عربى و فارسى كه مترجم متن آنها را نقل كرده اتفاق افتاده است و چون اين رقم اغلاط در كتاب پروفسور براون بسيار زياد و خارج از حصر است در اينجا بذكر يك فقره از آنها اكتفا مىنماييم : يا بيت عاتكه التى الغزل * خذر العدى و به الفؤاد موكل « 2 » روايت صحيح اين بيت اينست : يا بيت عاتكة التى العزل * حذر العدى و به الفؤاد موكل « العزل » با عين مهمله از مادهء « غزل » است نه با غين معجمه از مادهء « غزل » چنان كه بعضى پنداشتهاند ، يقال « تعزله و تعزل عنه » اى تنحى عنه جالبا ، و مخصوصا دراغانى آن را « اتجنب » معنى كرده و لفظ موصول « الذى » مذكر و صفت « بيت » است نه « التى » مؤنث ، صفت « عاتكة » بقرينه « به » و « حذر » با حاء مهمله است . 3 - تاريخ سيد ظهير الدين 1 - سيد ظهير الدين نيز مانند يزدادى و ابن اسفنديار تاريخ زندگانى و ترجمهء حالش مدون نيست و در كتابى عنوان نشده با آنكه گذشته از نسب و تبار عالى كه داشته در عصر خود يكى از افراد و سپهسالاران معروف گيلان بوده ، بعلاوه دو فقره تأليف مهمى - تاريخ طبرستان [ و رويان و مازندران ] و تاريخ گيلان - از خود يادگار گذاشته است ، ليكن دو تا كتاب مذكور او در اين باب اطلاعات كافى را حاوى نيست و از تتبع صفحات آنها نسب او و اجداد و حوادث عمدهء دورهء حيات او به خوبى واضح و روشن مىشود : سيد ظهير الدين پسر سيد نصير الدين بن سيد كمال الدين بن سيد قوام الدين مرعشى است . قوام الدين از خيلى مدتها در زير كسوهء فقر و درويشى آرزوى سلطنت
--> ( 1 ) ترجمهء انگليسى ابن اسفنديار صفحهء 79 و 200 ( 2 ) ترجمهء انگليسى ابن اسفنديار صفحهء 79 و 200